گریه هایم
را متولد می شوم
نمی دانستم که دوستت داشتم
نمی دانستم
عشق تو بودی...
بگذار گریه هایم تمام شود
تا انتهای دنیا کمی صبر کن
بر میگردم
کمی صبر کن...
برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14
جز تهرانی که خبر آمدنت را سرفه می کند
و سایه های سگ های ولگردی که مرا نگهبانی می دهند.
تا سپیدم دم باران مرگ
جاده های مه آلود خیابان پیروزی را فانوس می بندم....
برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14
برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14
برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14
پاییز که تمام شود،
مرثیه زمین آغاز می شود
برای" مردی" که عاشقی بلد نبود و
تنها برگ های زرد را جمع میکرد
برای" زنی" که یک روز سبز بود....
برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14