خرید بک لینک
تا انتهای دنیا که برویم

گریه هایم

را متولد می شوم

نمی دانستم که دوستت داشتم

نمی دانستم

عشق تو بودی...

بگذار گریه هایم تمام شود

تا انتهای دنیا کمی صبر کن

بر میگردم

کمی صبر کن...

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14

اتفاق تازه ای نیفتاده است

جز تهرانی که خبر آمدنت را سرفه می کند

و سایه های سگ های ولگردی که مرا نگهبانی می دهند.

تا سپیدم دم باران مرگ

جاده های مه آلود خیابان پیروزی را فانوس می بندم....

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14

مرا رد کن از تردید از حوصله ترافیک و دود و ایستگاه مترومرا از عطر شیرین و گرم این آقایان و خانم های شیک عبور بدهبیا و مرا رد کن از این شناسنامه مهمور به دلتنگیماموران پرونده های استرداد قاشق و چنگا

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14

جهان با ستاره هایشخدایان بسیاری را آزموده استو تو با اشک هایت...اکنون من در فاصله زخم مدار خودم هستم سر، باز کندنه تو مانی ،نه خدایانت.... مرا تکرار نکن چهل ساله خواهم شد....

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14

پاییز که تمام شود،

مرثیه زمین آغاز می شود

برای" مردی" که عاشقی بلد نبود و

تنها برگ های زرد را جمع میکرد

برای" زنی" که یک روز سبز بود....

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:14

صفحه بندی